دختر آمد حیف مادر میرود
زینب آمد
حیف
کوثر میرود
بسم الله
مادرا من خجلم
تو ببخشا که اگر صورت من نیلی نیست
یا که رخساره حق خواهی من ضربه خور سیلی نیست
پلک سالم دارم
بازو و پهلوی من بی درد است
لیک چشمانم اگر بهر تو گریان نشود نا مرد است
شد فدک باغ نمک بر دل پر ریش علی
مادرم شکر خدا که نخوردی به زمین پیش علی
کوچه ها غوغا بود
همه مردم نامرد
باغ دربش میسوخت
چار بلبل به ترانه مشغولبی خبر از همه جا
باغبان تنها بود
شاپرک له شده بود
غنچه یاس به زیر پا بود
باغبان تنها بود
ریسمان بر گردن
باغبان را بردند
میرسیدم به نوایی ای کاش
میشدم کهنه نخی ناقابل
میرسیدم به وصال
یا به نعلین علی
یا بر آن چادر کهنه که تو را بود به سر
مادر خاکی من
کاش خاکی بودم
میشدم مهر نماز
به عروج شب پیشانی تو میرفتم
واندر آن خلوت دور از اغیار
سجده ام را به تو میبخشیدم.
*کاش
شب رقص جنون شهدا در فکه
شال سبزی یه کمر
ذکر قدوسی یا فاطمه بر پیشانی
مصحفی کوچک در جیب لباس خاکی
که اگر تیر به قلبم میخورد
پیش از آن قاری قرآن می شد
*کاش
بسان همه سادات بسیجی که به خاک افتادند
زائر آن قد بی مرقد تو می گشتم
گر اجازه به سخن میدادی
با صدایی لرزان جمله ای میگفتم
"مادرم قبرت کو"
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حياتبخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى گويند.

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.
شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت

۩ نياز مؤمن به سه چيز:
«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:
مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.
استوار كن، آشكار كن!
«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.
قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى
«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:
افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.
دانلود نوحه در سوگ امام جواد علیه السلام
من آهوي افتاده در دام رضايم
شادم که از دم عاشق مولا رضايم
من خاک حرمش به چشم سرمه کردم
بوسيدم آنجارا وحج عمره کردم
اي افتخار ما !
به تو مي باليم و به تو مي نازيم...
به کرمت...به نظرت...به وجودت... به حريمت...
به لطفت که هر بي پناهي را زير سايه اش در بر گرفته است...
وبه نگاهت که هرقلب ملتهبي را آرام مي سازد...
اي امام رئوف!
در اين درياي پر تلاطم وسوسه ها ودر اين سياهي شب هاي عصرغيبت،
چشمان ما به درگاه نجات بخشت خيره شده،
تا که گوشه چشمي بر اين بيچارگان آستانه غرق وگمراهي افکني
واز اين گرداب غفلت رهايي بخشي.
اي مهربان!
دل مجروح داغ ديده ازهجران ما به پنجره فولادين عطوفتت گره خورده
وچشمان غيبت ديده ما خاک آستان حضورت را سرمه کشيده است...
اي شفا بخش!
درياب مارا...

اللهم انّي وقفت علي باب من ابواب بيوت نبيک صلواتک عليه واله...
واعلم انّ رسولک وخلفائک عليهم السلام اَحياءٌ عندک يرزقون،
يرون مقامي ويسمعون کلامي و يردّون سلامي...
وفتحتَ باب فهمي بلذيذ مناجاتهم...
گاهي آنقدر در آب هستيم كه دنبال آب ميگرديم. گاهي آنقدر موردي كه با آن روبرو ميشويم عظيم است كه آنرا درك نميكنيم. اگر چشم خود را در فاصلهي اندكي به يك متن سفيد رنگ بسيار بزرگ بدوزيم نميتوانيم آنرا بخوانيم و جز سفبدي چيزي نميبينيم، ولي اگر چند متر و يا شايد هم چندصدمتر به عقب برويم متوجه مطلب بزرگي خواهيم شد. كرامات زيادي براي بانوي بزرگ ايران حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها ذكر شده. از سالهاي دور تا كنون. از علماي رباني گذشته تا دختر فلجي كه چندي پيش شفا ميگيرد، اما به راستي مهمترين كرامت اين بانوي كرامت چيست؟ شايد اگر بخواهيم كمي بازتر ببينيم بايد اشاره بكنيم به نفس حضور حضرت در قم كه باعث بوجود آمدن مركز علم و فقاهت يعني حوزه علميه و تربيت بزرگاني در اين مركز شد و باعتث نشر اسلام گشت. شايد بايد اشاره كرد به اين كه سكني گزيدن ايشان سبب رونق شهر قم براي اهل ولا شد و مأمن مومنان گشت. اما به نظر ميرسد با اين همه كتاب و دفتر ثبت كرامات براي حضرت، هنوز مهمترين كرامت ايشان مغفول مانده. هرچند شايد از جهتي اين بزرگترين در راستاي كرامات ديگر حضرت قرار گيرد، اما بيانصافي است كه نظر لطف ايشان را براي اين جريان ناديده بگيريم. و اين كرامت بزرگ چه ميتواند باشد جز شروع انقلاب اسلامي مردم ايران براي رسيدن به انقلاب جهاني مهدي موعود ارواح ماسواه لتراب مقدمه فداه؟ آيا نه اين است كه 15خرداد42 در جوار و زير نظر كرامتش با رهبري كسي كه خود را مفتخر به لقب قمي بودن ميدانست جرقهاي شد براي سرآغاز اين انقلاب اسلامي. اين انقلاب خواستگاه و شروعش را مديون خونهاي ريخته شده در جوار حرم اين كريمه و علماي مورد لطفش در حوزه علميه همسايه با حرمش ميداند. جز اين است كه اگر نبود اين خانم كريم و عزيز و معصوم شعله عشق معارف الهي در دلها زنده نميگشت و در جان مردم ولايت پرور قم رخنه نميكرد. البته حق ناشناسي است كه اين ولايت پذيري را درس اين خانم به مردم ندانيم؛ چونكه عشق و ولايت پذيري به امام بود كه ايشان را آواره بيابان و غربت كرد و خواست ايشان و حكم محتوم الهي بود كه به اين ديار رهنمون ساخت. تا فرزند جدش و منعم ار خوان كرامتش، سبب آماده سازي انقلاب و ظهور مهدي موعود اين خاندان گردد.
بانو پناهم بده

كوير براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى كنند.
آرام آرام، بر پهنه كوير حضور پرولايت شكوفه مى دهد ; غربت به يمن غريب معنامى يابد.
دلم مى خواهد برايتان از بانويى سخن بگويم كه خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى دهدو در آينه حرمش چهره آرايد.
برايتان از بانويى سخن مى گويم كه همانند زينب (س) كه براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف كرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين كويرى قم حيات بخشيد ودر رگ ايرانيان خون حمايت از ولايت را جارى ساخت.
برايتان از بانويى سخن مى گويم كه به يمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى .
برايتان از بانويى سخن مى گويم كه بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بيتوته مى كنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى كويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سايند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.
معصومه …
معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت .
معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن .
معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن .
معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد .
معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است .
معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.

آنان تمام گنبدها و بارگاههاي مدينه را ويران كردند؛ از جمله آنها گنبد و بارگاه قبور ائمه در بقيع بود. آنان فقط گنبد مرقد پيامبر را خراب نكردند.
ديگر بار وهابيها در سال 1343 به حجاز حملهور شدند. آنان در طائف گنبد مدفن ابن عباس را خراب كردند و در مكه گنبدهاي قبور عبدالمطلب، ابيطالب و خديجه ـ ام المؤمنين ـ را ويران نمودند و در جده گنبد و قبر حوّا را منهدم كردند. آنان در محاصره مدينه، مسجد مزار حمزه را ويران كردند. اين مسجد و مزار در بيرون شهر و در كنار كوه احد بود. شايع است كه آنان گنبد رسول خدا (ص) را نيز به توپ بستند. اما وهابيان خود منكر آناند. آنان قبور ائمه و قبر عباس ـ عموي پيامبر ـ در بقيع را از بين بردند و ديوارها و صندوق و ضريح روي قبرها را منهدم كردند. به طور خلاصه، وهابيها اماكن، قبور و قبههاي زير را در مدينه از بين بردند:
1. قبور ائمه بقيع (امام حسن، امام زينالعابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق ـ عليهم السلام ـ )؛ 2. قبر عباس بن عبدالمطلب، عموي پيامبر؛ 3. قبه ابراهيم، فرزند پيامبر؛ 4. قبه همسران پيامبر؛ 5. قبه حليمه، دايه پيامبر (ص)؛ 6. قبه عمههاي پيامبر؛ 7. قبه اسماعيل، فرزند امام صادق (ع)؛ 8. قبه فاطمه بنت اسد، مادر اميرمؤمنان (ع)؛ 9. قبه ابي سعيد خدري 10. قبه عبدالله، پدر پيامبر؛ 11. قبه حمزه سيد الشهدا، در خارج مدينه؛ 12. قبه علي عريضي، فرزند امام جعفر بن محمد (ع) در خارج مدينه؛ 13. قبه زكيالدين در خارج مدينه؛ 14. قبه مالك ابي سعد از شهداي احد در داخل مدينه؛ 15. مصرع عقيل بن ابيطالب؛ 16. بيتالاحزان فاطمه زهرا (س)؛ 17. محل ثنايا در خارج مدينه؛ 18. مساجد كوثر، جن، ابيالقيس، جبل النور، الكبش و ...؛
نيز آنان بسياري از باغ ها و نخلستانها و مزارع را ويران كردند و محصولات آنها را از بين بردند. اين كارها خشم مسلمانان ـ اعم از شيعه و سني ـ را برانگيخت؛ از اين رو آنان از ترس، بارگاه رسول اكرم (ص) را ويران نكردند؛ با بيان اينكه طبق عقايد وهابيت، قبر پيامبر خدا (ص) اولي به ويراني است! و آنچه آنان درباره پرستش قبور! ميگويند، به حتم درباره قبر پيامبر خدا (ص) بيشتر جلوه دارد. آنان ميدانستند كه تخريب قبر پيامبر اعظم (ص) چنان عواطف جهان اسلام را برخواند انگيخت كه ديگر اسمي از وهابيت برجاي نخواهد گذاشت. از اين رو، در پاسخ به اين پرسسش دست به تأويلات و توجيهات بسيار زدند؛ از جمله آنها اين بود كه گفتند: «گنبد مرقد پيامبر، گنبد مسجد است نه قبر».
آري، تفكر خشن غير منطقي وهابيت در روزگار ما، باعث انزجار فرق و مذاهب مختلف اسلامي، از اين فرقه ضاله شده است؛ فرقهاي كه هم اكنون آلت دست امريكا و انگليس و اسراييل براي فشار بر مسلمانان شده است؛ و فرقهاي كه دست آويز خوبي براي دشمن براي متهم كردن مسلمانان به تحجر و واپسگرايي و خشونت شده است.

آخر یه روز شیعه میاد حرم میسازه
شاید این چند سحر
فرصت اخر باشد
تا به مقصد برسیم
بشناسیم خدا
و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم
میشود اسان رفت
میشود کاری کرد
که رضا باشد او
ای سبکبال در این راه شگرف
در دعای سحرت
در مناجات خدایی شدنت
هرگز از یاد نبر
من جامانده بسی محتاجم
خیالک فی عینی و اسمک فی فمی؛
و ذکرک فی قلبی, الی این اکتب.
خیال تو مقیم چشم است
و نام تو از زبان خالی نیست
و ذکر تو در صمیم جان جای دارد.
پس نامه پیش کی نویسم؟

این الرجبیون؟
این چه ندای است در آسمان!؟
این ندای ملائکی است که در آسمان صدا خواهند میزنند.
کجا هستند مومنان و مومناتی که رجب را درک کنند؟
کجا هستند کسانی که در این ماه آتش دوزخ را از خود دور کنند و به باغ ارم برسند؟
دوباره صدای این الرجبیون ملائک بلند است و شاید ما خواب باشیم و از قافله رجب عقب بمانیم
این الرجبیون
آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.
میلاد
ام ابیها حضرت زهرا
مبارک
روز مادره مردم
چشم من تره مردم
هر کسی داره برا مادرش هدیه میبره مردم
من دلم تنگ مردم
کوچه ها رو میگردم
من به دنبال قبر گمشده میگردم

نگاه سرد مادر بود و آتش
صدا بین صدا گم بود و آتش
بجای تسلیت با دسته گل
هجوم قوم هیزم بود و آتش
ادامه مطلب...
کینه ها از آنجا شروع شد و شمشیر ها از انجا برهنه گشت. از زمانی که علی اعلی گشت و مولا. از همان روز بود که در دل خود کینه ها را پروراندند و بغض ها را آماده ترکیدن نگه داشتند. میدانستند بالاخره روزی برای انتقام فرا میرسد.روزی که بتوانند هرچه دارند بر سر مظلوم ترین و بهترین های زمانه بریزند.
علی! لفظی که برایش بهترین های امت جان دادند.حتی فاطمه. و امروز نوبت حسین است و یارانش.
عجب واقعه ای است واقعه غدیر که این قدر اهمیت دارد و این قدر مهم است که سبب شد حوادث و وقایع مختلف در جامعه اسلامی شکل گیرد.غدیر روز شناسایی مردان از نامردان است.روز خدا و روز دین خدا
عید سعید غدیر مبارک
......................................
حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه چون حضرت امام حسين عليه السلام در كودكي به نزد حضرت رسول صلي الله عليه و آله ميآمد، آن حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را ميفرمود كه يا علي او را براي من نگاه دار پس او را ميگرفت و زير گلوي او را ميبوسيد و ميگريست روزي آن امام مظلوم گفت اي پدر چرا گريه ميكني حضرت فرمود اي فرزند گرامي چون نگريم كه موضع شمشير دشمنان را ميبوسم حضرت امام حسين عليه السلام گفت كه اي پدر من كشته خواهم شد؟ فرمود بلي والله تو و برادر تو و پدر تو همه كشته خواهيد شد، امام حسين عليه السلام گفت پس قبرهاي ما از يكديگر دور خواهد بود حضرت فرمود بلي اي فرزند، امام حسين عليه السلام گفت پس كه زيارت ما خواهد كرد از امت تو؟ پس حضرت فرمود زيارت نميكنند مرا و پدر ترا مگر صديقان از امت من.
...............................
ادامه مطلب...
مانده ام چه بگویم از حسین.
از کدام ویزگیش بگویم؟
صبرش یا مهربانیش؟
کسی چه میداند که چرا این راه را اینگونه پیمود تا به کربلا برسد؟ در این مسیر طولانی به دنبال کیست؟ به دنبال کدامین یارش میگردد؟
خبر ها به او میرسد و او لحظه به لحظه از مکه دور تر میشود و به میقاتش نزدیک. در راه رقیه است که بر دوش عمویش سوار است و طولی نخواهد کشید که راس عمو را...
سخت است سخن از مصائب به میان آوردن.کاش کسی پیدا میشد و مینوشت. شاید از ادب در کربلابگویم و از...
اكنون هنگام آن است كه در قافله امام، صف اصحاب عاشورايي از فرصت طلبان ابن الوقت و باد گرايان جدا شود. براي آنان كه دل به امام نسپرده اند، اين وادي، عرصه بي فردايي دهشتي طاقت فرساست. اما براي اصحاب عاشورايي امام عشق ... آنان در كوي دوست منزل گرفته اند و اينچنين، از زمان و مكان و جبر و اختيار گذشته اند ... اين باد نيست كه بر آنان مي وزد ؛ آنان هستند كه بر باد مي وزند .
اي دل! تو چه مي كني؟ مي ماني يا مي روي؟ داد از آن اختيار كه تو را از حســـين جدا كند! اين چه اختياري است كه براي روي آوردن به آن بايد پشت به اراده حق نهاد؟ اي دل! نيك بنگر تا قلاده دنيا را بر گردنشان ببيني و سر رشته قلاده را، كه دست شيطان است. آنان مي انگارند كه اين راه را به اختيار خويش مي روند، غافل كه شيطان اصحاب دنيا را با همان غرايزي كه در نفس خويش دارند مي فريبد .
ســالار شـــهيدان :
خداوندا، چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟
و چه ندارد آن كس كه تو را دارد .

چـرا رنـگ از رخ زهـــرا پريـده
مگر امشب هلال خون دميده
محـرم ماه اشــك و ماه خون است
تمام دشت وصحرا لاله گون است
الهي آسمان در خون نشيند
كه زيـنـب ماه مـاتـم را نبيند
متاب اي مه كه از شمشير و خنجر
شــود زيـنـب اســـير و بــي بــرادر
متاب اي مه كه عاشورا نيايد
كـنـار قـتـلگه زهـــــرا نـيـايـد
بـــرادر دعـا كـن كـه زيـنـب بـمـيـرد
نـبـاشـــد كه بـعـد از تـو ماتـم بگيرد
چیزی نمانده است به طلوع خورشیدی دیگر.به بر افراشته شدن خورشید و ستارگان بر بلندای آسمان کبود. و به تاریکی زمین .دیگر باید زمین به انزوا برود وبر غم از دست دادن خورشید و ستارگانش به تاریکی و عزلت فرو رود. چیزی نمانده است به سرخی آسمان آبی. و دیگر باید جدا گردند ماه و خورشید از هم.این جا آخر دنیاست در نقطه ای از زمان.در برها ای که به آن محرم گویند و در لحظه ای که به آن عاشورا گویند و در مکانی که به آن کربلا...
کربلا...
چهل روز به محرم مانده و شاید چهل منزل تا ملاقات او......
آری ده روز تا عرفه و 40 روز تا عاشورا
و واعدنا موسی ثلاثین لیله
واتممناها بعشر
فتم میقات ربه اربعین لیله
...........................................................
اول ذی الحجه
شب سالگرد ازدواجشان بود، به چشم های یکدیگر نگریستند و بعد هر دو خندیدند، زمین وآسمان هم خندید.
و در تلالو نور چشمان مرد هم دو پسر، یکی غریب مثل حسن و یکی شهید مثل... حسین.
نمی دانم چرا به نام حسین که رسیدند ، باز به یکدیگر نگریستند و بعد اشک مهمان چشم هایشان شد...
زمین و آسمان هم گریست...

گاهي آنقدر در آب هستيم كه دنبال آب ميگرديم. گاهي آنقدر موردي كه با آن روبرو ميشويم عظيم است كه آنرا درك نميكنيم. اگر چشم خود را در فاصلهي اندكي به يك متن سفيد رنگ بسيار بزرگ بدوزيم نميتوانيم آنرا بخوانيم و جز سفبدي چيزي نميبينيم، ولي اگر چند متر و يا شايد هم چندصدمتر به عقب برويم متوجه مطلب بزرگي خواهيم شد. كرامات زيادي براي بانوي بزرگ ايران حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها ذكر شده. از سالهاي دور تا كنون. از علماي رباني گذشته تا دختر فلجي كه چندي پيش شفا ميگيرد، اما به راستي مهمترين كرامت اين بانوي كرامت چيست؟ شايد اگر بخواهيم كمي بازتر ببينيم بايد اشاره بكنيم به نفس حضور حضرت در قم كه باعث بوجود آمدن مركز علم و فقاهت يعني حوزه علميه و تربيت بزرگاني در اين مركز شد و باعتث نشر اسلام گشت. شايد بايد اشاره كرد به اين كه سكني گزيدن ايشان سبب رونق شهر قم براي اهل ولا شد و مأمن مومنان گشت. اما به نظر ميرسد با اين همه كتاب و دفتر ثبت كرامات براي حضرت، هنوز مهمترين كرامت ايشان مغفول مانده. هرچند شايد از جهتي اين بزرگترين در راستاي كرامات ديگر حضرت قرار گيرد، اما بيانصافي است كه نظر لطف ايشان را براي اين جريان ناديده بگيريم. و اين كرامت بزرگ چه ميتواند باشد جز شروع انقلاب اسلامي مردم ايران براي رسيدن به انقلاب جهاني مهدي موعود ارواح ماسواه لتراب مقدمه فداه؟ آيا نه اين است كه 15خرداد42 در جوار و زير نظر كرامتش با رهبري كسي كه خود را مفتخر به لقب قمي بودن ميدانست جرقهاي شد براي سرآغاز اين انقلاب اسلامي. اين انقلاب خواستگاه و شروعش را مديون خونهاي ريخته شده در جوار حرم اين كريمه و علماي مورد لطفش در حوزه علميه همسايه با حرمش ميداند. جز اين است كه اگر نبود اين خانم كريم و عزيز و معصوم شعله عشق معارف الهي در دلها زنده نميگشت و در جان مردم ولايت پرور قم رخنه نميكرد. البته حق ناشناسي است كه اين ولايت پذيري را درس اين خانم به مردم ندانيم؛ چونكه عشق و ولايت پذيري به امام بود كه ايشان را آواره بيابان و غربت كرد و خواست ايشان و حكم محتوم الهي بود كه به اين ديار رهنمون ساخت. تا فرزند جدش و منعم ار خوان كرامتش، سبب آماده سازي انقلاب و ظهور مهدي موعود اين خاندان گردد.
ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت
به خنده گفت برو حافظ که پای تو بست
دیگه یواش یواش دوباره نا امیدی داره به سراغم میاد. ماه رمضون هم داره تموم میشه. امشب شب نوزدهم ماهه و من هنوز آماده رفتن نشدم. خیلی حس بدیه خیلی.دیگه داریم به ایستگاه آخر میرسیم و باید ÷یاده یشیم. فکر کنم تنها تو این ماه باشه که میشه از خدا هر چی رو خواست . تازه اون هم به لحن طلبکارانه.به قول شیدا هر چی از خدا میخوای تو این ماه طلبکارانه بخواه.آخه ما مهمونش هستیم و اون صاحبخونه است. توی ما مسلمونا رسمه که صاحبخونه مطیع مهمونشه و هر چی که مهمون میخواد بایدبه اندازه توانش فراهم کنه. توان خدا هم که الی ما شاء الله.اصلاً نمیشه تصورش کرد.حالا اون چیزی که مهمه اینه که ببینیم از خدا چی میخوایم. خداییش بعضی وقتا آدم میمونه که از خدا چی بخواد.بیاین این شبا اول برا ظهور و فرج مولا دعا کنیم و بعد هم برا همدیگه. بیاین تو این شبا آمرزش بخوایم اول برا همدیگه و بعد برای خودمون. این شبا بخوایم هر چی که خیرمون هست رو بهمون بدن.هر خیری که ما خودمون خبر نداریم و خدا خودش بهتر میدونه.راستی اگه میشه این شبا برای من یه کربلا هم بخواین. خداییش خیلی نیاز دارم.چی میگفتم ؟...
در حسرت سکوت تو ایوان دیگری است
دلتنگیت به سمت خیابان دیگری است
حال و هوای پنجره بازش نمیکند
روحی که شمعدانی گلدان دیگری است
.................................
راستی امشب شب نوزدهم ماه رمضونه ها . امشب شب غربت.امشب شبی که عرش خدا به لرزه در میاد.امشب ...
با زهر وضو گرفت شمشیرو سپس
بر فرق علی نشست و قرآن وا کرد
نمیشه باور کرد. خیلی سخته باورش اینکه یه نفر به خاطر عدلش و به خاطر مردانگیش این قدر مظلومانه کشته بشه.
(علی از دنیا در گذشت در حالی که شهید عظمت خود شد
از دنیا چشم پ.شید در حالی که نماز میان دو لبش بود
در گذشت در حالی که دلش از شوق پروردگار پر بود
عرب حقیقت مقام و قدرش را نشناخت تا آنکه از همسایگان عرب مردمی از پارس به پا خاستند و فرق میان گوهر و سنگریزه را شناختند. از دنیا چشم پوشید پیش از اینکه رسالت خود را به صورت تام و کامل به جهان برساندولی پیش از اینکه چشم از این زمین بپوشد در چهره اش لبخندی مینگرم
در گذشت مانند در گذشتن همه پیامبران بصیر که در کشوری وارد میشوند کهخ کشور آنان نیست به سوی مردمی میآیند که مردم آنان نیستند و در زمانی نمودار میشوند که زمانشان نیست ولی پروردگار تو را در این کار حکمتیست که خود دانا تر است
جبران خلیل جبران نویسنده مسیحی)
همیشه رو برویم بودی ای چاه
سکوتم گفتگویم بودی ای چاه
پس از من دست نخلستان به دستت
تمام آبرویم بودی ای چاه
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن

گوشها بشنوید و چشمها ببینید.جمعیتی انبوه به استقبالتان آمده اند و صدایی آشنا شما را میخواند و دعوتتان مینماید به ضیافتی بزرگ .ضیافتی که میزبانش جمیل بی بدیل است و سفره داری آن را خود عهده دار شده است . ندایی همه را میخواند و همه را وعده میدهد. فرقی نمیکند . کوچک وبزرگ. فقیر و غنی. و حتی گناهکاران نیز به این میهمانی دعوت شده اند
پس بشتابید برای بهره مند شدن ازاین خوان گسترده که فرصت تنگ است و راه دراز
راه مقصد دور و پای سعی لنگ
وقت همچون خاطر ناشاد تنگ
سخن از رمضان الکریم است و ماه عبادت و عبودیت. ماه، ماه خداست و سفره، سفره خدا و ما نیز بندگان خدا. کجاست در این عالم که مولایی عبدش را بر سر سفره خویش بخواند و به او وعده آزادی و رحمت داده و بر این مهم نیز تاکید نمودهباشد که : کتب ربکم علی نفسه الرحمه

السلام علی ربیع الانام
سلام بر بهار انسانها
صدایت میکنم هر شب زاعماق دلم تا صبح
و اشکانم یکایک میچکد بر دشت عشقم تا شود پر گل
نمیدانی که بی تو لحظه هایم بوی غم دارند
و بی نامت صدایم لرزشی چون شیشه بر دیوار سنگ دارد
و چشمانمک شبی بر هم نمی آیند و بیتابند
و بیتابم چو بیمارم دلی دلتنگ میدارم
و هر شب چشم بر راهم و میدانم تو را دارم
و میخواهم رد پایت را بیابم تا که پیدایت کنم ای بهتر از جانم
(سرلک)

روزی خواهد آمد
با عدل و صلح و لبخند
میلاد پر خیر و برکت
مهدی آل محمد
مبارک باد







