در غار حرا كسي مشغول راز و نياز است كه ناگهان طنين صداي با صلابتي او را فرا مي خواند كه بخوان، بخوان به نام آفريدگارت كه آفريد تو را. سلام بر رحمت للعالمين، ختم المرسلين، صراط العارفين پيامبر اعظم حضرت محمد(ص).
با توجه به اقامه نماز جمعه این هفته تهران به امامت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی(مدظله العالی) و حضور آقایان موسوی و خاتمی ، از کلیه ی حامیان و هوادارن جنبش سبز تقاضا می گردد که از ساعت 11.30 ظهر جمعه در این مراسم حضور به هم رسانند و مجال خودنمایی به مخالفین را ندهند.
همچنین در ادامه این اطلاعیه ، نکاتی مطرح می گردد و تقاضا می شود افرادی که خواهان شرکت در این مراسم می باشند دقت لازم را مبذول فرمایند:
1)نماز جمعه تهران در دانشگاه تهران برگزار می گردد
2)نماز جمعه روز جمعه برگزار می گردد
2)نماز جمعه بعد از اذان ظهر و به جای نماز ظهر اقامه می گردد
3)آنچه توسط امام اقامه می شود 2 رکعت نماز جمعه و 4 رکعت نماز عصر می باشد
4)نمازگزارانی که آشنایی با نماز ندارند می توانند آموزشهای لازم را در سایت دریافت نمایند.در صورت عدم تمایل ،تنها کافیست نماز گزار به صورتِ هماهنگ با جمعیت ،حرکات نماز را انجام دهد ، تنها دقت شود که هنگام ایستادن و قرائت حمد و سوره توسط امام ، نمازگزار می بایست ساکت بماند
5) برای نماز باید وضو بگیرید
6)از نمازگزاران تقاضا می شود بعد از اتمام سخنان امام جمعه ،از تشویق و سوت و کف جداً خودداری فرمایند و و مانند شبها از ندای الله اکبر استفاده کنند
7)از خواهران تقاضا می گردد با خود چادر به همراه داشته باشند و در غیر اینصورت ، هنگام ورود به واحدهای سیاری که برای توزیع چادر در نظرگرفته شده اند مراجعه شود
8)از خواهران تقاضا می گردد از آرایش کردن خودداری فرمایند ،اما چون انجام این خواسته غیر ممکن به نظر می رسد ، تقاضا می گردد به نحوی صورت پذیرد که توجه دوربینهای خبرساز رژیم را به خود جلب نکند
9)با توجه با اینکه وضو گرفتن با داشتن لاک بر روی ناخنها صحیح نمی باشد ،از خواهران تقاضا می گردد لاکهای ناخن خود را پاک کنند ، در غیر اینصورت به ستادهای سیاری که روبه روی ضلع جنوبی دانشگاه اقدام به توزیع آسیتون می کنندمراجعه شود
10)نمازگزاران توجه داشته باشند که نماز جمعه ابداً مختلط نمی باشد و تقاضا می شود قبل از رسیدن به در ورودی ، جداییهای لازم صورت پذیرد تا مجال بهره برداری رسانه ای به دوربینهای رژیم داده نشود
11)ورود لوزام آرایش ،دخانیات ، مواد مخدر ، مشروبات الکلی ، حیوانات خانگی و ... ممنوع می باشد و اکیداً تقاضا می شود از به همراه داشتن این اقلام خودداری فرمایید و در صورت عدم امکان ، به واحدهای سیاری که به این منظور خدمت رسانی می کنند جهت تحویل مراجعه شود .
ضمناً جهت رفاه حال نمازگزاران ، روز جمعه راس ساعت 10:45 اتوبوسهایی جهت انتقال نمازگزاران در نظر گرفته شده است که محل اسقرار آنها عبارتند از:
میدان شهید لواسانی(فرمانیه)،میدان شید باهنر(نیاوران)،میدان قدس ،میدان تجریش(سر پل)،چهارراه زعفرانیه ، تقاطع ولیعصر و الهیه ،تقاطع ولیعصر و میرداماد ، میدان مادر(محسنی) ، میدان شیراز(ونک) ،انتها و ابتدای خیابان آفریقا(جردن) و همیچنین تقاطع آفریقا با ظفر ، و نهایتاً میدان ولیعصر(پهلوی)
تکمیلی:با توجه به آخرین گزارشهای رسیده از نمازگزاران احتمالی روز جمعه ،ضروری دانستیم مورد شماره 8 از موارد مطروحه را علاوه بر خواهران ، از برداران نیز عیناً تقاضا کنیم
با تشکر
ستاد مهندس میر حسین موسوی
حرفهایت به طفلان حسودی میماند که القضا در بازی، شکست هم خورده است و حالا در جستجوی راهی برای جبران کمبودهای شخصیتی خود، به پدر همبازیها ناسزا میگوید که "اصلاً من و طایفهام همجنس شماها نیستیم!"
آهای! هادی غفاری! من یک نسل سومی هستم. برخلاف برخی از نسل اول و دوم، انقلاب را نه با آدمهایش که با مبانی و آرمانهایش شناختم؛ و با سیرهی علمی و عملی رهبر آسمانیاش (آن هم نه از روی خاطرات متزاحم و شاید متناقض! بلکه از درون سطر به سطر صحیفهی نورانیاش و از لابهلای کتابهای الهیاش).
من یک نسل سومی هستم. پیوند یک نسل سومی با عالم و آدم، فقط و فقط بر اساس عقیده است و آرمان. این یعنی با هیچ کس عقد اخوت نبسته است و نسبت به هیچ کس هم احساس سمپاتی ندارد! و نیز به خود باورانده است که انقلاب، اگرچه نمایی بیرونی نیز دارد اما همواره انقلاب درون است. یعنی تا زمانی تداوم دارد که جانی شوریده و سرشار از شعور داشته باشی و زمانی استحاله میشود که حتی یک بند بر دست و پای وجود باطنیات ببندی. چه چند روز بعد از به ثمر نشستن انقلاب در بیرون باشد، یا چند ماه و یا چند سال! شرحش را شاید برایت بگویم. خطاب این محاجه هم البته تو نیستی بلکه تمام آنهایی هستند که شبیه آنچه تو در سر داری، توهماتی در سر دارند.
آهای! هادی غفاری! گمان باطل نکنی که آداب گفتوگو با بزرگتر از خود را نمیدانم. حرفهایت مجابم کرد که با جرأت اینگونه خطابت کنم. که حرفهایت به طفلان حسودی میماند که القضا در بازی، شکست هم خورده است و حالا در جستجوی راهی برای جبران کمبودهای شخصیتی خود، به پدر همبازیها ناسزا میگوید که "اصلاً من و طایفهام همجنس شماها نیستیم!".
آهای! هادی غفاری! فعلاً نه به مساحت تعلقاتت کار دارم و نه به جنس جورابهایت که اجالتاً آنها را فقط شنیدهام. تو که ادعا کردی "ما با ولایت فقیه مشکل نداریم"! در تاریخ انقلاب اسلامی کم نیستند امثال آن شیخ سادهلوحی که روزی گمان میکردند «ولایت فقیه» خلعتی است که بر قامت ناساز بیاندام آنها دوخته شده است. عجیب هم نبود اگر کتاب بنویسند دربارهاش که "اصلاً ما خودمان ولایت فقیه را ساختهایم"! اما وقتی که خلعت از آنها باز ستادند و به اهلش سپردند، از کوزهی باطناشان همان برون تراوید که حقیقتاشان بود. او که آن بود، آن شد، تو دیگر توهم چه در سر داری؟
آهای! هادی غفاری! فعلاً نه به مساحت تعلقاتت کار دارم و نه به جنس جورابهایت که اجالتاً آنها را فقط شنیدهام. تو که ادعا کردی "درسهایی آنچنان" خواندهای! احتمالاً شاگرد خوبی نبودی که این گزارهی اصلی استاد را فهم نکردی: «نگذاريد كه قواى جوانى از دستتان برود. هرچه قواى جوانى از دست برود ريشههاى اخلاقِ فاسد در انسان زيادتر مى شود و مشكلتر، جهادْ مشكلتر. جوان زود مىتواند در اين جهاد پيروز بشود؛ پير به اين زوديها نمىتواند. نگذاريد اصلاح حال خودتان از زمان جوانى به زمان پيرى بيفتد... انسان تا قواى جوانىاش هست و تا روح لطيف جوانى هست و تا ريشههاى فساد در او كم است، مىتواند اصلاح كند خودش را. لكن اگر چنانچه ريشههاى فساد در انسان ريشهاش قوى شد، ملكهی انسان شد فسادها، آن وقت است كه امكان ندارد»(1). و آنکه مجاهدت درونی نکرده باشد، چه سودش میبخشد مجاهدتهای احتمالاً شبانهروزی در بیرون. حالا دل به "انس سلولهای بدنت با سلولهای زندان" خوش کردهای؟! زنهار! «يكى از مكايد شيطان كه شايد بزرگ ترين آن باشد... استدراج است»(2). آنک که انگشت در حلق مینهادی و عقدههای بیست و چند سالهات را قی میکردی، گویا قوهی شاعرهات را نیز بالا آوردی و شاید هم از سر کهولت به این روز افتادهای که بالاخره پیری است و کندی ذهن! مخصوصاً اگر بیتقوا بوده باشی. که نشان دادی بوده
آهای! هادی غفاری! فعلاً نه به مساحت تعلقاتت کار دارم و نه به جنس جورابهایت که اجالتاً آنها را فقط شنیدهام. تو که ادعا کردی "امام به من نگفت ولایت فقیه را نشناختهای"! حالا دیدی درد تو همان است که گفتم! گویا فراموش کردی! امام این را هم به تو نگفت که «اينجانب كه از سالهاى قبل از انقلاب با جنابعالى ارتباط نزديك داشتهام و همان ارتباط بحمداللَّه تعالى تاكنون باقى است، جنابعالى را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانبدارى مىكنيد، مىدانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستيد كه چون خورشيد، روشنى مىدهيد»(3). و این را که «...بايد اشخاصى هم كه گوينده هستند بيايند در دانشگاه و من پيشنهاد مىكنم كه آقاى آقا سيد على آقا بيايند، خامنهاى. شما ممكن است كه برويد پيش ايشان از قول من بگوييد ايشان بيايند به جاى آقاى مطهرى. بسيار خوب است ايشان، فهيم است؛ مىتواند صحبت كند؛ مىتواند حرف بزند»(4). و این را «جنابعالى كه بحمداللَّه به حُسن سابقه موصوف و در علم و عمل شايسته هستيد به امامت جمعه تهران منصوب مىباشيد»(5). امام پس از ترور تو نبود که گفت «اكنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما كه از سلالهی رسول اكرم و خاندان حسين بن على هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مىباشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوء قصد به شما، عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحهدار نمودند. اينان آنقدر از بينش سياسى بىنصيبند كه بىدرنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند و به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل غيرانسانى به جاى برانگيختن و رعب، عزم ميليونها مسلمان را مصممتر و صفوف آنان را فشردهتر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداى اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا نمىدانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مىرود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقية اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مىكنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مىبرند. من به شما خامنهاى عزيز، تبريك مىگويم كه در جبهههاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامهی خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم»(6). به تو نگفت «شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، رئيس جمهورها و سلاطين و امثال اينها، يك نفر را مثل آقاى خامنهاى پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبىاش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمىكنيد. ايشان را من سالهاى طولانى مىشناسم، و در آن زمانى كه اوّل نهضت بود ايشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پيامها تشريف مىبردند، و بعد از اين هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان حاضر واقعه بود همه جا، تا آخر و حالا هم هست. يك نعمت خدا به ما، اين است كه داده...»(7).
نه تنها اینها را به تو نگفت که اساساًً تو و امثال تو کوچکتر از آن بودید که امام وقتش را صرفتان کند. اگرچه یک
آهای! هادی غفاری! فعلاً نه به مساحت تعلقاتت کار دارم و نه به جنس جورابهایت که اجالتاً آنها را فقط شنیدهام. اما حداقل این
پینوشت:
1. صحيفه امام؛ ج8؛ ص300
2. صحيفه امام؛ ج20؛ ص 436
3. صحيفه امام؛ ج20؛ ص 455
4. صحيفه امام؛ ج8؛ ص 138
5. صحيفه امام؛ ج12؛ ص 116. دقت در فعل «میباشید» حقیقتی بزرگ را آشکار خواهد کرد.
6. صحيفه امام؛ ج14؛ ص503
7. صحيفه امام؛ ج17؛ ص 271
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ
وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ
يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ
يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ
يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ
وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ
تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً
اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ
جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ
وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى
اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ
فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ
يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
حجتالاسلام جواد محمدزماني







